ای مرغ سحر عشق زپروانه بیاموز

ای مرغ سحر عشق زپروانه بیاموز / کان سوخته را جان شدو آواز نیامد

 

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز / کان سوخته را جان شدو آواز نیامد

این مدعیان در طلبش بی خبرانند / آن را که خبر شد خبری باز نیامد

 

i

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 1:48  توسط شاپرک  | 

op

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 0:46  توسط شاپرک  | 

یاد آن روز بخیر...

 op

 

یاد آنروز بخیر

بی خبر از غم بی همنفسی

روی دیواره یک باغ نشستیم

    من وتو

کاش میدانستیم

آخرین بار که با هم هستیم

شاید اکنون باشد

چه شد

باد بیرحم جدایی از کدام سمت آمد

تو رو از من بگرفت و

سوی آن باغ کشید

و من اما گوشه ای

خارج باغ افتادم

غم بی همنفسی زود سراغم آمد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 14:33  توسط شاپرک  | 

کاش میشد که بگویم:

من به اندازه یک روزنه دلخوش هستم

که تو برمیگردی

ولی افسوس که آن روزنه هم

در دلم

پیدا نیست

چشم بر راه بدوزم تا کی؟

اثری نیست

خودم میدانم

تو دگر پیش من خسته

نمیایی باز.

گاه میاندیشم

سهم من از تو و

از ما شدن ثانیه ها

جز خیالی هوسی خواستنی

چیز دیگری نبود

آری افسوس تو نخواستی به پایان ببری

قصه بی سرو سامانی و تنهایی من

حال من ماندم و یک عمر سوال

با غم سوخته و رنج رهایی از هم

hj

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 23:57  توسط شاپرک  | 

در حسرت کدامین لحظه

تمام زیبایی های بودنت را از یاد بردم

نمیدانم

تمام دلخوشی های حضورت

در تنگنای دلتنگی هایم

خشکید

و همه شوق انتظارم

بی هیچ امیدی

بر گوشه دلم محو شد

گاه می اندیشم

کاش همنشین لحظه های بی قراریم

کسی جز تو بود

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 23:53  توسط شاپرک  | 

دیشب داشتم در گورستان عشق قدم ميزدم خيلي تعجب کردم

تا چشم کار مي کرد قبر بود . پيش خودم گفتم يعني اين

قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه

 يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و ديدم

روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش

دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .... اون دل

 همون کسي بود که باعث شده بود دل من خيلي پيش ها بميره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 12:10  توسط شاپرک  | 

تمام دلتنگیهایم را در چشمانم

پنهان ساختم و تو نگاه از چشمانم

گرفتی

آنها را زیر اشکهایم گذاشتم و تو

از من رو برگرداندی

حال که اشک میخواهد چشمانم را

ترک کند

از پشت هاله خیسش

رفتنت را به تماشا نشسته ام

اشکم بر خاک قدمهایت نشست

صدایش را نشنیدی؟

io

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 12:3  توسط شاپرک  | 

 به سلطان حقيقت ها فراموشت نخواهم کرد

تو تنها شعله اي هستي که خاموشت نخواهم کرد

 

jk

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 16:24  توسط شاپرک  | 

po

سادگی ام با تمام زیباییش

به تاراج زمان رفت

معصومیت هایم کجایید

مدتهاست شما را در خود گم کرده ام

با گذشت روزها و شبها

شما را چه ناشیانه از دست دادم

نه

شاید شما را به تاراج بردند

ناکسانی که مرا به بازی گرفتند

همه هستی ام را

احساسات پاک و معصومانه ام را

کی از دستم رفت روزهای روشن سادگی

کاش میدانستم معصومیتم را کجا گم کردم

در چند سالگی ام بود که از من جدا شد

حس بی همتای نجابت و سادگی

کاش میدانستم...............

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 16:20  توسط شاپرک  | 

 اگه کسی رو دوست داری به چشماش زل بزن

اگه اونم به چشمات زل زد یعنی دوست داره!!!!

اگه خجالت کشید و سرش رو زیر انداخت عاشقته!!!!

اگه به فکر فرو رفت یعنی دیونته!!!!

اگه بهت خندید و شروع کرد به حرف زدن یعنی حتی به تو فکرم نمی کنه!!!!

.

 دوستی مثل ایستادن روی سیمان خیس می ماند هر چه بیشتر بمونی رفتنت سختر میشه و اگر رفتی جای پایت برای همیشه به جا می مونه

 هرگز يک دوست قديمي را ترک نکنيد. جانشيني براي او پيدا نخواهيد کرد. دوستي مانند شراب است. هر چه کهنه تر، بهتر

.

خيلي جالبه :از سوسک مي ترسيم................از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم .از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم................از سرخ شدن ادما از خجالت نميترسيم. از شکستن ليوان ميترسيم................از شکستن دل ادما نميترسيم

هر وقت قادر به شمردن قطرات بارون شدي اونوقت مي فهمي که چقدر دوست دارم

.

براي مردن ، افتادن از هيچ ارتفاعي لازم نيست..... فقط كافيست از چشم تو بيافتم

بزرگي را گفتم زندگي چند بخش است ؟ گفت دو بخش : كودكي و پيري...... گفتم پس جواني چه شد ... گفت با عشق ساخت ، با بي وفايي سوخت ، با جدايي مرد

v

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 16:9  توسط شاپرک  | 

به کودکی گفتند عشق چیست؟ گفت:بازی

به نوجوانی گفتند عشق چیست؟ گفت:رفیق بازی

به جوانی گفتند عشق چیست؟ گفت:پول و ثروت

به پیرمردی گفتند عشق چیست؟ گفت:عمر

به عاشقی گفتند عشق چیست؟ چیزی نگفت .آهی کشید و آرام گریست................

s

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 15:51  توسط شاپرک  | 

تو زندگی منتظر باش اما معطل نباش  , تحمل کن اما توقف نکن ,  قاطع باش اما لجباز نباش , صریح باش اما گستاخ نباش  ,بگو اره اما نگو حتما" , بگو نه اما نگو ابدا".

l;

هر وقت دلم برات تنگ می شه میام پشت در قلبت هی در می زنم ، پس هر وقت قلبت می زنه بدون دلم برات تنگ شده

.

محبت مثل سکه می مونه اگه بیفته تو قلک قلب نمی شه درش آورد ، اگر هم بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی

l;

  هر گلی که تو باغچه جابگیره اگه بخواد باغچه شو عوض کنه خشک می شه.گل من اینو میدونه هیچوقت این کار رو نمیکنه

.

عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر و بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا

 

ث

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 3:29  توسط شاپرک  | 

تمام لحظه هاي دنيا واسه زمانيه که اصلآ انتظارشو نداري و هيچ لذتي بالا تر از دوست داشتن نيست پس حالا که انتظارشو نداري دوست دارم

ذد

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 2:46  توسط شاپرک  | 

دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معروف از هم جدا مي شوند تا يکديگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار ديگري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي و به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: ( عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل

هم مال تو نبوده )

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 2:38  توسط شاپرک  | 

هرگز حسرتي در هيچ کجاي دنيا اين چنين يکجا جمع نمي شود که در همين سه واژه کوتاه : او دوستم ندارد ...

 

ز

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 2:34  توسط شاپرک  | 

زنـدگي را نفســي ارزش غم خوردن نيست 

 و دلــم بس تـنــگ است

بي خيالي سپر هــر درد است 

 بــاز هــم مـي خـنــدم 

 آن قـدر مي خنـدم که غــم از روي رود......

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 2:23  توسط شاپرک  | 

به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند

اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند

اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند

اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد

تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد

و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد.

به عشق خود وفادارباشيد،تا پايان راه با عشق باشيد

 

یب

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 2:5  توسط شاپرک  | 

چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده ، چرا كه ديروز ما وقت نكرديم از او تشكر كنيم . چي مي شد اگه خدا فردا ديگه ما را هدايت نمي كرد ، چون امروز اطاعتش نكرديم . چي مي شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود ، چرا كه امروز قادر به دركش نبوديم .


از همه داشتهات تو زندگی خدا رو کم کن چی میمونه؟؟؟؟

حالا به همه داشتهات خدا رو اضافه کن چی کم داری؟؟؟؟

 

وقتی خدا بخواهد برای شما هدیه ای بفرستد ان را در مشگلی می پیچد هر چه مشگل بزرگتر هدیه هم بزرگتر

 

انچه که هستی هدیه خداوند به تو و انچه که میشوی هدیه تو به خداوند است پس بی نظیر باش 

 خداوندا! چه گم کرد ان که تو را یافت و چه یافت،ان کس که تو را گم کرد؟

پروردگارابه من بياموزدوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق
بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم
را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به
صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند......

c

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 1:20  توسط شاپرک  | 

از انـتــهای حــادثه مــی گویم

آنـجــا کـه تـمــام قـصه پـایــان یـافــت

آنـجــا کـه بیـاد اغـاز می افـتــم

در اوج پـایــان

آنجـا که غــم از دست دادنــت را به قلــب

مـی فشــارم

بل

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 1:18  توسط شاپرک  | 

عجب سوزی است سوز اشنایی

و از ان جان سوزتر جدایی

چه می شد از ازل در اتش عشق

جدایی را بسوزد اشنایی

یب

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 1:13  توسط شاپرک  | 

 

دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خـــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقـــت بود
بشنواين التماسرو
ــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــ
ـــــــــــ
ـــــــ

ــ

(تقدیم به عزیز ترینم)

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 16:52  توسط شاپرک  | 

 خـوب  گــوش  کـردن را خـوب بیــامــوزیـم

گاه فـرصـتـها بسیــار آهستـه در میزننــد . .
.

 اتات                  
وقتـی از شــادی بـه هــوا میپـری،مواظــب بــاش کسـی

زمـیــن رو از زیر پـاهــات نـکــشـه......................

اتات


تو مپندار که من یاد تو را خواهم برد

من بدون تو به یک پلک زدن خواهم مرد

 

f

وقتـی پـیــر میشی ، ممـکنـه موهـاتــو از دسـت بـدی یا امــکـان داره

دنـدون هات خراب بشــه و از دسـت بــره ، ولـی
زیـبــائـیـت رو از دسـت نـمیدی

چــون آدم چـیــزی رو کــه نـداره ، هیچــوقـت از دسـت نمیــده !!!

اتات
bbc

euro news

cnn

ibc

mbc

aljazire

alarabi

shabake khabar

همه اعلام کردن که تو منو خیلی دوست داری !

آره ؟ ؟ ؟ خوب به خودم میگفتی !!!
 

 

f

سـکــوت...................

وقتی کسی نیست که به دادت برسه

پس داد نزن!

شاید از سکوتت بفهمند که چقدر درد و غم تو وجودته

چرا همه احساس میکنن هر آن کس که زیباست مهربان است .

دریا زیباست ولی سیلی به صخره های ساحل میزند

شاید از سکوتت بفهمند که چقدر درد و غم تو وجودته


اتات


رنـگـیـن کـمــان زیـبــای مـــن ...
اگــر مـیـدانـسـتـی چــقـدر دوســتـت دارم ...
هـرگــز بــرای آمـدـت
بــاران را بـهــانـه نـمــی کــردی
هـرگــز....

اتات

کسی که باورت داره، همیشه یک قدم جلوتر از کسیه که دوستت داره . اما مهم اینه که چطور بفهی کی دوستت داره و کی باورت کرده

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 16:19  توسط شاپرک  | 

 مـینـویســــم د ــ ی ــ د ــ ا ــ ر 

تــو اگــر بــامـن و دلــتنگ منــی

یــک بـه یــک فاصله هــا را بــردار 

 

دیدار

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 2:14  توسط شاپرک  | 

 

با تو هر جهنمی میشه بهشت ، با تو میشه صد هزار قصه نوشت

با تو میشه خونه زد تو شهر عشق ، اما افسوس نمیذاره سرنوشت

hghg

 حاصل عشق مترسک به کلاغ

مرگ یک مزرعه است

 df

میدونی فرق آسمون خدا با آسمون دلم چیه

تویه آسمون خدا یه ماهه با بی نهایت ستاره

ولی تو آسمون دلم یه تک ستارست بی نهایت ماهه

hghg 

شب است و یاد تو مرا پر از ترانه میکند

چه کرده ای که دل تو را چنین بهانه میکند

df 

دنیا استاد فراموشی هاست ، شما شاگرد این دنیا مباش

 hghg

چه کنم چاره ندارم که فلک کرده جدا ،

از کدام غنچه بچینم که دهد بوی تو را

df

توی زندگی دوتا باش یکی واسه خودت

یکی واسه دیگری واسه خودت زندگی کن

واسه دیگری زندگی باش

hghg 

دل تنگی هایم را با کدام قایق خیالی روانه دل دریائیت کنم

تا بدانی دل تنگم

df 

دوست داشتن تنها چیزی است که نوبتی نیست

پس خارج از نوبت دوستت دارم

hghg 

رسم این شهر عجیب است بیا برگردیم ،

قصد این قوم فریب است بیا برگردیم ،

یک نفر بود در این شهر که ما دل به نگاهش بستیم ،

خنده اش سرد و غریب است بیا برگردیم

 

df 

اگه چشمام تو رو خواست قول میدم چشمام رو ببندم

اگر زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم

اما اگه دلم تو رو خواست چه

کار کنم ؟

سی

 

            آسمان میبارد

            گل می میرد

         تو نه آسمان باش نه گل

           زمین باش تا گل برای تو بمیرد

            و آسمان برای تو ببارد

 لل

         عادتم داده خیال تو که تنها نشوم

          یاد من هم نکنی باز به یادت باشم

 b

          بیاییم زندگی را بسازیم نه با آن بسازیم

لل

عاشق بهترین ها مباش !

بهترین باش تا بهترین ها عاشق تو باشند

 b

         محبت ، ره به دل دادن صفای سینه می خواهد.

         به یاد یکدیگر بودن دل بی کینه می خواهد

 لل

من در این قفس خوشم

تو در آن اوج که هستی خوش باش

من به عشق تو خوشم

تو به عشق هر که هستی خوش باش

 fgfg

          هرکی ارمنی بلده بخونه( هیراکرس متشون یسراف نزن روز یرایم راشف تدوخ هب یراد  یلیخ منکیم ساسحا) هرکی هم ارمنی بلد نیست از آخر بخونه

 b

پسر که میره خواستگاری میگه اومدم از باغچه شما گل بچینم.اگه دختر بره خواستگاری چی میگه؟؟؟...میگه اومدم شیلنگتون رو ببرم گلم رو آب بدم

fgfg 

تو گرانمایه ترین تصویری , من اگرقاب توباشم كافیست

b 

بازدلم یادشمامیكند یادهمان لطف وصفا میكند

این دل بی كینه همیشه تورا

برسر سجاده  دعا میكند

گرچه درون دل ماجای توست

بازدلم یادشما میكند

fg fg

             دنیا روخیلى كوچیك مى بینم كه بخوام بگم

           یه دنیا دوست دارم

b 

Sabr kon eshg zamin gir shavad bad boro/ya del az didan too sir shavad bad boro/too agar kooch koni booghz khoda mishkanad/sabr kon geryeh beh zanjir shavad bad boro

 

 fgfg

ممنون که برای دیدن وبلاگم وقت گذاشتین اگر نظر بدین بیشتر ممنون میشم .یادتون نره همیشه بخندید!

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 15:51  توسط شاپرک  |